قبل از هر چیز می خواستم بگم که "اول فروردین " یادتون نره ها
می دونم یادتون نمی ره ولی گفتم یه یاد آوری کرده باشم.
اینبارچند تا عکس از جدیدترین عکس های رضا رو براتون گذاشتم.
امیدوارم که خوشتون بیاد و نظر هم یادتون نره.

رضا گلزار دراکران خصوصی "تله" با اعضای گروهش "golzar gorup"

جمعه 20/11/85 "دیزین"

جمعه 20/11/85 "دیزین"

و در آخر از آقای مسعودمهدی پناه به خاطر لطفی که به من داشتند سپاسگذارم.
نظر یادتون نره
بالاخره محمد رضا گلزار به عنوان شاکی پا به دادگاه گذاشت و با مطرح ساختن
شکایت از افرادی که اخبار جنجالی ولی دروغ را منتشر می کنند شکایت کرد.
یکشنبه اول بهمن ماه محمد رضا گلزار با کت و شلوار تیره رنگ وارد دادگاه شد و
برای اولین بار در حیات هنری خود پشت تریبور دادگاه قرار گرفت و اعلام کرد به
عنوان شاکی در دادگاه حضور داردو به وکیل خود اجازه می دهد تا از شکایت او
دفاع کند.
گلزار در شکایت خود از این نشریه آورده است:این نشریه در شماره نیمه اول
مهر ماه سال 85 با یک تیتر کذایی از ازدواج او با مهناز افشارخبر داده است
و حتی عکس گلزار و افشار را روبروی هم طوری به چاپ رسانده که مشخص
شود آنها قصد ازدواج با یکدیگر را دارند.
همچنین گلزار در شکایت خود آورده :در شماره بعدی این نشریه،تیتری بااین
مضمون که "چرا خبر ازدواج گلزار لو رفت"به چاپ رسیده!!!
در این شکایت همچنین قید شده که نشریه متهم(معما)نوشته است:خبر
مذکور شایعه نبوده و منتظر خبرهای داغ پیرامون این موضوع باشید.
وکیل گلزارو مهناز افشار در دادگاه گفت چاپ این گونه تیتر ها و عکس ها
ورود به حریم خصوصی زندگی افراد بوده و مطالبی خلاف واقع است که درج
شده و ضررهای معنوی و روحی غیر قابل جبرانی به موکلانش وارد آمده است.
مدیر مسئول این نشریه در دفاع از خود گفت:ما چند بار با محمدرضاگلزار
ومهنازافشارتماس گرفتیم تا اگر جوابیه ای دارند عین آن را چاپ کنیم اما شاکیان
جوابیه ای برای ما ارسال ننمودند.
وکیل این نشریه در دفاع از چاپ عکس مهناز افشار و گلزار گفت:عکس این دو
هنرپیشه به اشتباه در صفحه بندی مونتاژ شده است!!!
مدیر مسئول این نشریه در ادامه از دادگاه درخواست کرد تا به آنها مهلت بدهد
شاید بتواند رضایت محمدرضاگلزار و مهناز افشار را جلب کند.
اما رضاگلزار اعلام نموده که به هیچ عنوان رضایت نمی دهدتا درس عبرتی باشد
برای شایعه سازان دیگر.
اصلا یکی از شرط های رضا گلزار برای ازدواج این است که همسرش در عرصه
بازیگری فعالیتی نداشته باشه اما این حرف ها تو گوش شایعه سازان نمی ره

رضاگلزار این مدت مشغول نوشتن سناریویی بوده و به زودی آن را به اتمام می
رساند.
نظر یادتون نره![]()
ماشين هاي کاروان هنرمندان:
هنرمندان همه با هم همسفرشدند تا در راه تنها نباشند،8ماشين کاروان هنرمندان
را درجاده شمال به راه انداخته بود.
محمدرضا وبرديا گلزار"پرادو"پژمان بازغي"پرادو"حسام نواب صفوي"پرادو"بهمن
سلطاني"ريو"مجیداسکویی"سمند".
دوربین ها... حرکت:
بودن هنرمندان مطرح و طراز اول در کنار هم و یکجا برای دوستداران هنربسیار
جالب و دیدنی بود.هواداران با دوربین های عکاسی موبایل و فیلمبرداری به ثبت
و شکار لحظه ها می پرداختند.
شما ثانیه ای را نمی دیدید که هنرمندان بتوانند بدون فلاش دوربین ها سر کنند
و تا آخرین لحظه در دام دوربین هواداران و دوستان خود گرفتار بودند.

غايبان اين تيم:
امين حيايي،برزوارجمند،فرهاد جواهر کلام،بهزادمحمدي،فرهادمهاديان وحامدبهداد
از جمله غایبان این تیم بودند.
کاپيتان طلايي:
تنها لقبي که مي توانستيم به کاپيتان مهربان،بازيگر حرفه اي،بي نظيرو واليباليست
خوب هنرمندان بدهيم بود«کاپيتان طلايي» رضا ديرتر از همه خودرا به تيم رساند،
پرادوي او را برديا مي راند،گلزار به دليل رسيدگي به رتق و فتق امورخود 2شبانه
روز نخوابيده بودولي خود را براي اين بازي به شمال رساندوسختي راه را به جان
خريدتا نشان دهدبراي هر کار خيري پيش قدم خواهد شدحتي اگر در شرايط
مطلوبي قرارنداشته باشد.
کاپيتان خوب تيم هنرمندان با وجود خستگي زياددر اين مسابقه شرکت و همه را
شاد کرد.
رضا ظهر به آمل رسيد.آخرين نفر به شمال رفت و اولين نفر به تهران بازگشت.

حلقه گل گلزار بر گردن علياري:
رضا گلزار کاپيتان خوب و با اخلاق تيم هنرمندان با همه خستگي ومشغله اي که
داشت خود را به بازي رساند.
گلزار به عنوان کاپيتان،حلقه گلي را به گردن علياري انداخت و پس از دست و رو
بوسي،به گپ و گفتي کوتاه با اين ورزشکار ملي پرداخت.
پس از آن براي کساني که در سالن بودند سخنراني کوچکي کردواز همه کساني
که در آنجا حضور داشتند تشکر کرد.
شما هم یه امضا بده:
در طول بازی علاوه بر دوربین ها هر کدام از هنرمندان به اندازه یک کتاب داستان
امضا و مطلب برای هواداران خود نوشتند و به نوعی قلم هایشان به کار افتاده
بود.هر کدام از هنردوستانی که دفترشان را به هنرمندان می دادند باید دست به
دست می چرخیدتا همه روی آن امضا و جمله ای حک کنند.

بازي با قوي ترين تيم:
طبق صحبت هايي که با سر مربي تيم هنرمندان(بهمن سلطاني)داشتيم در مورد
اين بازي چنين گفت:ما با يکي از قوي ترين تيم هاي واليبال بازي کرديم.
بازيکنان تيم پيشکسوتان واليبال آمل،حرفه اي و حتي بعضي از آنها قبلا ملي پوش
بودند،در هر صورت بازي خوبي بود.
2ست بازي کرديم و با حساب 24-26و23-25به اين تيم 2بر صفر باختيم بهمن
سلطاني در ادامه صحبت هايش گفت:اين بازي به حمايت از افشين عليايي بازيکن
نوجوان،جوان و بزرگسالان تيم ملي واليبال برگزار شد افشين با ماشين به جدول
زده و به صورت معجزه آسايي از مرگ نجات پيدا کرده است.اما براي درمان پايش
هيچ نهاد يا سازمان ورزشي از اين ملي پوش حمايتي نکرد و عليايي مجبور شد
حدود 64-5ميليون خرج کند و هنوز هم تحت نظرو جراحي قرار گيرد.
منبع:هفته نامه ماهان
نظر یادتون نره![]()



